این فیلم را به عقب برگردان
آنقدر که پالتوی پوست پشت ویترین
پلنگی شود که می دود
در دشت های دور
آنقدر که عصاها
پیاده به جنگل برگردند
و پرندگان
دوباره بر زمین
زمین...
نه
به عقب تر برگرد!
بگذار خدا دوباره دست هایش را بشوید
در آینه بنگرد
شاید تصمیم دیگری گرفت.
گروس_عبدالملکیان
برچسب: گروسعبدالملکیان,فیلم,برگردان, نویسنده: محمد یزدانی تاريخ: سه شنبه 28 شهريور 1396 ساعت: 5:11
روزها ساعت ها دقیقه ها و ثانیه ها
برای آنهایی که شادهستند بسیار کوتاه است،
برای آنهایی که نگرانند بسیار سریع است!
برای آنهایی که چشم انتظارند بسیار آهسته و کُند است!
برای آنهایی که غمگینند بسیار طولانیست!
اما برای آنهایی که عاشقند وجود ندارد !
" میلاد کبیری شندی "
برچسب: سيدعليصالحي,گاهي,آنقدر, نویسنده: محمد یزدانی تاريخ: سه شنبه 28 شهريور 1396 ساعت: 5:11
بی قرار است قلم در دل طوفانی ما می نویسد دو سه خط شرح پریشانی ما
ریشه از شاخه جدا چند رهی تیشه ما بند ها خسته از این وسعت زندانی ما
گر چه گفتی که بپرسیم از آینده و حال چه دراز است علی خواب زمستانی ما
نیمه شب بسکه علی بود و علی بود وعلی خشک شد طاقت آن چاه بیابانی ما
آنچه گفتی و نگفتی اگر از دیده رود به خدا بی تو حباب است مسلمانی ما
باز گو معجزه ای یا سخنی زنده شویم تا که پرواز کند شهپر انسان
چشمهایم پر اشک و نفسم واژه ی غم
بی خیالی به نفسهای من و میخندی
من پر از ولوله ی داشتنت هستم و تو
روز و شب فکر سفر از دل بیتاب منی
گشته ای شمع شب غیر,ودر خاطر من
بطن این شام سیه را مه و مهتاب منی
تن مرداب پر از لاله ی وحشی شده است
من ولی خسته ترین رهگذر مردابم
برچسب: پائولوکوئیلو,حکایت,شیرین,جالب, نویسنده: محمد یزدانی تاريخ: دوشنبه 6 شهريور 1396 ساعت: 13:59
مهلت ما اندک است و عمر ما بسیار نیست
در چنین فرصت مرا با زندگی پیکار نیست
سهم ما چون دامنی گل نیست در گلزار عمر
یار بسیار است اما مهلت دیدار نیست
آب و رنگ زندگی زیبا است در قصر خیال
جلوه این نقش جز بر پرده ی پندار نیست
با نسیم عشق،باغ زندگی را تازه دار
ورنه کار روزگار که نه جز تکرار نیست